خرید بک لینک

بسم الله

خیلی خوب است که یک عالمه دختر و پسر مهربان دارم ، که قبل از کلاس ، توی راهروها ، توی محوطه همدیگر را می بینیم و کلی ذوق زده می شویم و اصلا دلمان می خواهد سفت همدیگر را بغل کنیم ، وقتی زهرا آمد طرفم یک لحظه دیدم که میخواهد اینکار را انجام بدهد، من هم دلم میخواست ولی نمیدانم چرا جلو نرفتم و به همان مصافحه ی همیشگی اکتفا کردم، جلو نرفتم و در دم پشیمان شدم و البته و متاسفانه هیچ جا نگفته اند شاگرد مذکر آدم محرم محسوب می شود و این در نوع خودش واقعا اذیت کننده است !!! چه اینکه آنها بیشتر برایم عین پسر نداشته هستند و بیشتر دوست هستند و در اوج این احساسات مادرانه ، پسرانه وقتی با ذوقی کودکانه بطرفم می ایند و می گویند دلمون خیلی براتون تنگ شده بود ، من به چیزی جز شما لطف دارید و گاها ، من هم همینطور نمی توانم اکتفا کنم و این برای دو طرف بسیار سخت است چه اینکه در دست دادن به خانمها و در فشردن دستانشان جریانی گرم از احساس منتقل می شود ولی در مورد آنها هیچ !!!

و شاید به خاطر همین است که آنها بیشتر و پر احساس تر صحبت می کنند ، چون می خواهند همه چیز را در کلام خلاصه کنند ،

در کلام ...

نه ، نمی شود ، هیچ وقت نشده ، نه در این موقعیت و نه در موقعیتهای دیگر ، کلام ، هرگز قادر به ادا کردن مقصود نبوده است ،نه خشم ، نه کین ، نه مهر ، هیچی ، کلام هرگز به تمامی کافی نبوده و نخواهد بود ....





برچسب: بچه هامون چی بگیم,بچه هام,بچه های مقبول,بچه هامو میدم دست تو امانت,به بچه هامون چی بگیم,سیسمونی بچه هامون,اتاق بچه هامون,من بچه هامو میخوام,به بچه هامون چی بگیم داریوش دانلود,به بچه هامون چی بگیم دانلود, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 14:18

صفحه بندی