خرید بک لینک

بسم الله

یک جور بدی بیقرارم ، از آن جورهایی که دلم می خواهد بگذارم بروم ، بروم ، فرار بکنم ، غیب بشوم، گم و گور بشوم .

از آن جورهای بدی که دلم می خواهد مدام به زندگی فحش بدهم ،

از آن جورهایی که دلم می خواهد از شدت فشار روحی و آزردگی هر چی به دستم می رسد پرت بکنم طرف پنجره ها و شیشه ها و خرد شدن و ریز ریز شدنشان را ببینم ...

یک جور بدی بیقرارم ، یک جور لامصب بدطور نفرین شده ی لعنتی بیقرارم ....

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 12:45

صفحه بندی