خرید بک لینک

بسم الله

نشسته بودم روی صندلی های ایستگاه اتوبوس دانشگاه منتظر سرویس بودم . چند تا دختر داشتند درباره ی انتخابات صحبت می کردند . حرفهایشان از سر تعصب نبود، سرسری هم نبود اتفاقا کاملا معلوم بود که دارند همه ی برنامه های کاندیداها را دنبال می کنند ، خوشحال کننده بود از این حیث . اما نهایتا لابلای حرفهایشان چیزی شنیدم که بشدت تکانم داد، متاثرم کرد . یکی ازشان گفت اگر پسر بودم به فلانی رای می دادم چون حداقل دغدغه دارد ولی ... این ولی اش خیلی سنگین بود وقتی گفت حالا که دخترم به روحانی رای می دهم به خاطر آزادی هایی که ایجاد شده، گفت قبلا جرئت نمی کردیم حتی با اساتید حرف بزنیم!!! گفت اگر در دانشگاه اعتراضی بشود مثال هم زد حراست اصلا کار ندارد و غیره ...

من اینجا به صحت و سقم حرفهای این خانم نمی خواهم بپردازم ، به آزادی هایی هم که اصلاح طلبان داعیه اش را دارند و شده است شعار سیاسی شان و دارند تیشه به ریشه ی مردم می زنند هم ، فقط و فقط می خواهم بدانم اسلام و حکومت اسلامی را چه جور تعریف کردیم و عمل کردیم که نتیجه اش شده است این ؟

نامه ی امام علی علیه السلام به مالک اشتر که به گفته ی علامه محمد تقی جعفری در کتاب تفسیر عهدنامه ی مالک سند سیاسی حکومت اسلامی است از ما چه می خواست ما چه کردیم ؟

کدام اصول گرایی باید نتیجه اش این می شد ؟ این کدام اصلاح طلبی است ؟

ادم غصه ی این احوال را کجا ببرد اخر ...

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:59

صفحه بندی