بسم الله
می دانی عزیزکم خدا که داشت قلب آدمیزاد را خلق می کرد ، به آن نگاه کرد ، نگااه کردنی . و قلب های ما زیر این نگاه بزرگ شدند ، نور شدند ، لطیف شدند ، بلور شدند ...
در ما بلوری است که زود تنگ می شود ، زود درد می گیرد، زخمی می شود، مبتلا می شود مادر جانم و وقتی قلب مبتلا می شود ، جان آدمیزاد مریض می شود، قلبی که درد می کند و جانی که مریض می شود را فقط صاحبش می تواند درمان کند .
شب های خوب خدا را مثل امشبی قلبت را بگیر دستت و ببر پیش صاحبش تا نگاهش کند باز، نگااه کردنی ...
برچسب:
نویسنده: مهراد شریفی