
بسم الله خیلی خوب است که یک عالمه دختر و پسر مهربان دارم ، که قبل از کلاس ، توی راهروها ، توی محوطه همدیگر را می بینیم و کلی ذوق زده می شویم و اصلا دلمان می خواهد سفت همدیگر را بغل کنیم ، وقتی زهرا آمد طرفم یک لحظه دیدم که میخواهد اینکار را انجام بدهد، من هم دلم میخواست ولی نمیدانم چرا جلو نرفتم و به همان مصافحه ی همیشگی اکتفا کردم، جلو نرفتم و در دم پشیمان شدم و البته و متاسفانه هیچ جا نگفته اند شاگرد مذکر آدم محرم محسوب می شود و این در نوع خودش واقعا اذیت کننده است !!! چه اینکه آنها بیشتر برایم عین پسر نداشته هستند و بیشتر دوست هستند و در اوج این احساسات ...
ادامه مطلب