نشد هم داریم اتفاقا !!!

متن مرتبط با «بیمار خنده های توام بیشتر بخند» در سایت نشد هم داریم اتفاقا !!! نوشته شده است

مثل ژان نقاشی های مودیلیانی ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله " .... بعد رسیدم به این جمله از ویتگنشتاین : باید درباره آنچه که نمی توان درباره اش به تمامی سخن راند، خاموش ماند. بعد می دانی آدم این را در آن بزرگترین بزنگاه های زندگی اش با تمام وجود ...

    ادامه مطلب
  • از پنچ شنبه ای بسیار بیمار ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله نبودی و خبر خوب رسید نینو و نبودن تو خروار خروار غصه شد ماند روی دلم ، اشک شد آمد توی چشم هایم . بی تو خبرهای خوب هم غصه دارند ......

    ادامه مطلب
  • گریستهایم آن قدر که در پلکهایمان انارهایِ شکسته بسیار است ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله زنان کُشته شده از اندوه فراوانتر از مردان کُشته شده در جنگند... | انیس منصور | ...

    ادامه مطلب
  • و اینگونه بود که بیشتر وقتها حالمان از خودمان بهم می خورد ..

  • نیلوبلاگ

    بسم الله نزیستن آنچه که باید می زیسته ایم و آنچه که باید می بوده ایم . آن تطابق با حقیقت عالم و حقیقت خودمان چه بدانیم و چه ندانیم که اکثرا نمی دانیم سرمنشا همه ی مشکلات ماست . همین است که حالمان خو...

    ادامه مطلب
  • از جملات لعنتی کتابهای لعنتی !

  • نیلوبلاگ

    بسم الله "وقتی این همه تلاش می کنی یک نفر را فراموش کنی این تلاش تبدیل به خاطره می شود . بعد باید فراموش کردن را فراموش کنی و خود این هم در خاطره می ماند" استیو تولتز | جز از کل جز از کل لامصب تری...

    ادامه مطلب
  • از لحظه های ناگهان ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله و ناگهان در ظهر آ فتابی از اسفند دلت بخواد در ساحل اقیانوسی باشی و دلت صدای مرغان دریایی را بخواهد و گرمی شن و طعم شوری خیس ... اخ چقدر دلم صدای مرغان دریایی را می خواهد ......

    ادامه مطلب
  • روایت راه هایی برای خفه نشدن ؛ داستان می سازیم تا قهرمانها زجر بکشند ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله الان داشتم همشهری داستان می خواندم احمد اکبر پور نقل کرده بود از نیچه ما هنر را داریم تا از فرط واقعیت خفه نشویم . دیدم عه منم مثل نیچه ام ! با این تفاوت که به جای هنر که هیچ بارقه ای از آن در من نیست به تخیل پناه می برم تا خفه نشوم ! من اگر چه قصه بنویس خوبی نیستم ولی قصه ساز خوبی ام ! هر وقت احساس خفگی بهم دست می دهد چشم هایم را می بندم و یک داستان توی ذهنم خلق می کنم با تمام جزئیات د...

    ادامه مطلب
  • بدبختی از این بیشتر !

  • نیلوبلاگ

    بسم الله اینکه جهنم همه اش خسران و بیچارگی است شکی توش نیست ولی یک چیزهایی توش هست که وقتی بهش فکر می کنی به جنون میرسی ، یعنی برای من این جنبه هایش خیلی پررنگ تر است ، جهنم است دیگر ! یکی این فیها خالدون بودنش است که تمامی ندارد ، الی الابد است عین بدبختی باشی و جانت به لبت برسد و بگویی ای کاش تم...

    ادامه مطلب
  • از خوشحال ترین شغل های دنیا ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله هر وقت زنگ خانه را میزنند و می گویند بسته ی پستی دارید . سر از پا نمی شناسم . عین بچه آهو جست و خیز کنان و شاد و شنگول می روم بسته ام را بگیرم . خوشحالم که محله ی ما پست چی مخصوص دارد , حتی اگر به جای دوچرخه موتور داشته باشد و من مجبور باشم امضای الکترونیک تحوبلش بدهم ! من عاشق پاکت های ک...

    ادامه مطلب
  • ما عاشقانه های زخمی داریم ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله سالهای زیادی بر ما اهالی زمین گذشته آقا. بی تو . ما از کوچه های مدینه بی تو شدیم ، ما از فرق شکافته ی کوفه بی تو شدیم . از کربلای حسین بی تو شدیم . سالهای زیادی بر ما اهالی زمین گذشته آقا و ما دلمان امام می خواهد . ما دلمان می خواهد نمازهایمان را پشت سر امامان اقامه کنیم. ما دلمان می خواه...

    ادامه مطلب
  • دلم بیهوده می گردد خیابان های خالی را ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله و ماهی قرمز کوچکی در گلویش مرده بود ولی گریه میکرد ......

    ادامه مطلب
  • از اون مدل های بدجور لعنتی ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله یک جور بدی بیقرارم ، از آن جورهایی که دلم می خواهد بگذارم بروم ، بروم ، فرار بکنم ، غیب بشوم، گم و گور بشوم . از آن جورهای بدی که دلم می خواهد مدام به زندگی فحش بدهم ، از آن جورهایی که دلم می خواهد از شدت فشار روحی و آزردگی هر چی به دستم می رسد پرت بکنم طرف پنجره ها و شیشه ها و خرد شدن و ریز ریز شدنشان را ببینم ... یک جور بدی بیقرارم ، یک جور لامصب بدطور نفرین شده ی لعنتی بیقرارم .......

    ادامه مطلب
  • پنج شنبه ای بسیار بیمار ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله به قد غروب جمعه ی پدرم آدم در هنگامه ی تنهایی اش در زمین غمگینم ......

    ادامه مطلب
  • بیمار خنده های تو ام بیشتر بخند ، خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب ....*

  • نیلوبلاگ

    بسم الله بهترین و بدترین حالت ندارد، دلم برایت تنگ شده و این ابری دلگیر پشت پنجره های بزرگ سالن مطالعه ی دانشگاه ، این خالی زمین های خاکی ، این صدای ممتد فن ها ، این سردی نابهنگام سهم من از این لحظات است . بی هیچ زیبایی عاشقانه ای ، بی هیچ لطافت تغزل گونه ای ، اما قلبم ... نه ، قلبم شباهتی به این خاکستری های سرد و دل گیر ندارد ، چیزی در قلبم بشارت خوبی حال تو را دارد ، عین تابش نوری که از لابلای ابرهایی ضخیم جان دشت را گرم می کند ... عین فروردین وقتی زمستان را پشت سر می گذارد ... عین من وقتی تو را با خودم به نماز می برم ، به دعا زمزمه می کنم و به اشک های گرم و ن...

    ادامه مطلب
  • تو بیشتر از من عمر خواهی کرد ....

  • نیلوبلاگ

    بسم الله هیچ وقت گوشیتان را ندهید دست خواهرزاده تان ، برادر زاده تان ، اصلا ندهید دست بچه ها ، بچه است دیگر ، دستش می رود روی یک شماره ... هیچ وقت گوشیتان را ندهید دست بچه ها ، بچه است دیگر از دست و پا زدن دل ادمها ، از بغض های گلوگیر ، از ای کاش پیش از این ها .. بچه است دیگر خبر ندارد که ، خبر ندارد که .......

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    بیمار خنده های توام بیشتر بخند | بیمار خنده های توام بیشتر بخند مشیری | بیمار خنده های توام بیشتر بخند علیرضا قربانی | بیمار خنده های توام علیرضا قربانی | بیمار خنده های تو | بیمار خنده های توام بیشتر بخند همایون شجریان | بیمار خنده های | بیمار خنده های توام علیرضا قربانی دانلود | بیمار خنده های توام بیشتر | بیمار خنده های توام بیشتر بخند+محمد حسین