نشد هم داریم اتفاقا !!!

متن مرتبط با «بیمار خنده های تو» در سایت نشد هم داریم اتفاقا !!! نوشته شده است

مثل ژان نقاشی های مودیلیانی ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله " .... بعد رسیدم به این جمله از ویتگنشتاین : باید درباره آنچه که نمی توان درباره اش به تمامی سخن راند، خاموش ماند. بعد می دانی آدم این را در آن بزرگترین بزنگاه های زندگی اش با تمام وجود ...

    ادامه مطلب
  • از پنچ شنبه ای بسیار بیمار ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله نبودی و خبر خوب رسید نینو و نبودن تو خروار خروار غصه شد ماند روی دلم ، اشک شد آمد توی چشم هایم . بی تو خبرهای خوب هم غصه دارند ......

    ادامه مطلب
  • گریستهایم آن قدر که در پلکهایمان انارهایِ شکسته بسیار است ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله زنان کُشته شده از اندوه فراوانتر از مردان کُشته شده در جنگند... | انیس منصور | ...

    ادامه مطلب
  • از جملات لعنتی کتابهای لعنتی !

  • نیلوبلاگ

    بسم الله "وقتی این همه تلاش می کنی یک نفر را فراموش کنی این تلاش تبدیل به خاطره می شود . بعد باید فراموش کردن را فراموش کنی و خود این هم در خاطره می ماند" استیو تولتز | جز از کل جز از کل لامصب تری...

    ادامه مطلب
  • قبل از تو هم حسین (ع) کوه از کمر شکست ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله بهش می گویند « هوره » مصیبت نامه ای که به زبان محزون محلی خوانده می شود . مادر از صبح زیر لب هوره می خواند و برای خودش اشک می ریزد . برای مادر آن هوره ، آن روضه ، طفلان صغیری اند که خودشان را انداخته اند روی تن شریف مادر و گریه می کنند ، اوج روضه، تنهایی این خانواده است در غم از دست دادن مادر . آن روضه ی من ولی فرق می کند . من یک جای دیگر این حادثه...

    ادامه مطلب
  • از لحظه های ناگهان ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله و ناگهان در ظهر آ فتابی از اسفند دلت بخواد در ساحل اقیانوسی باشی و دلت صدای مرغان دریایی را بخواهد و گرمی شن و طعم شوری خیس ... اخ چقدر دلم صدای مرغان دریایی را می خواهد ......

    ادامه مطلب
  • روایت راه هایی برای خفه نشدن ؛ داستان می سازیم تا قهرمانها زجر بکشند ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله الان داشتم همشهری داستان می خواندم احمد اکبر پور نقل کرده بود از نیچه ما هنر را داریم تا از فرط واقعیت خفه نشویم . دیدم عه منم مثل نیچه ام ! با این تفاوت که به جای هنر که هیچ بارقه ای از آن در من نیست به تخیل پناه می برم تا خفه نشوم ! من اگر چه قصه بنویس خوبی نیستم ولی قصه ساز خوبی ام ! هر وقت احساس خفگی بهم دست می دهد چشم هایم را می بندم و یک داستان توی ذهنم خلق می کنم با تمام جزئیات د...

    ادامه مطلب
  • از خوشحال ترین شغل های دنیا ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله هر وقت زنگ خانه را میزنند و می گویند بسته ی پستی دارید . سر از پا نمی شناسم . عین بچه آهو جست و خیز کنان و شاد و شنگول می روم بسته ام را بگیرم . خوشحالم که محله ی ما پست چی مخصوص دارد , حتی اگر به جای دوچرخه موتور داشته باشد و من مجبور باشم امضای الکترونیک تحوبلش بدهم ! من عاشق پاکت های ک...

    ادامه مطلب
  • این فیلد هم چنان نمی تواند خالی باشد

  • نیلوبلاگ

    بسم الله دلم می خواهد دست ببرم لایه های از خودم را بردارم ، با خشونت تمام . بیندازمشان توی دریا ، از بالای کوه پرتشان کنم پائین . لایه هایی از خودم را بردارم و نگاه کنم ببینم شاید چیزی از خودم بوده که هرگز ندانسته ام ، که هنوز با آن روبرو نشده ام . چیزی بکر، دست نخورده و ناب . چیزی که تمام این سال...

    ادامه مطلب
  • آناتومی چه می داند آخر ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله غدد اشکی ظاهرا توی چشم آدمها هستند ، ریشه شان ولی یک جای دیگر است . ریشه شان حتمی توی قلب آدمهاست ، یک جایی آن وسط وسط های قلب که وقتی می شکند، شاکی می شود، برای گریه هایش پایانی نیست . چشم هایش هی می بارد ، هی می بارد ... ...

    ادامه مطلب
  • ما عاشقانه های زخمی داریم ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله سالهای زیادی بر ما اهالی زمین گذشته آقا. بی تو . ما از کوچه های مدینه بی تو شدیم ، ما از فرق شکافته ی کوفه بی تو شدیم . از کربلای حسین بی تو شدیم . سالهای زیادی بر ما اهالی زمین گذشته آقا و ما دلمان امام می خواهد . ما دلمان می خواهد نمازهایمان را پشت سر امامان اقامه کنیم. ما دلمان می خواه...

    ادامه مطلب
  • آقای رئیس جمهور منتخب یک سوال دارم از خدمتتون

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • نه گندم ، نه سیب ، ادم فریب نام تو را خورد ...*

  • نیلوبلاگ

    بسم الله دست برده بودیم بهترین را بچینیم. دستمان نمی رسید یا بهترین را اشتباهی فهم کرده بودیم ؟ کجا افتادیم از آن بالاها ، که هر چقدر سر بلند می کنیم ، هر چقدر دست می بریم خالی بر می گردیم ؟ انگار افتاده ایم قعر چاه دنیا و نور فقط از بالای سرمان ع...

    ادامه مطلب
  • دلم بیهوده می گردد خیابان های خالی را ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله و ماهی قرمز کوچکی در گلویش مرده بود ولی گریه میکرد ......

    ادامه مطلب
  • از اون مدل های بدجور لعنتی ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله یک جور بدی بیقرارم ، از آن جورهایی که دلم می خواهد بگذارم بروم ، بروم ، فرار بکنم ، غیب بشوم، گم و گور بشوم . از آن جورهای بدی که دلم می خواهد مدام به زندگی فحش بدهم ، از آن جورهایی که دلم می خواهد از شدت فشار روحی و آزردگی هر چی به دستم می رسد پرت بکنم طرف پنجره ها و شیشه ها و خرد شدن و ریز ریز شدنشان را ببینم ... یک جور بدی بیقرارم ، یک جور لامصب بدطور نفرین شده ی لعنتی بیقرارم .......

    ادامه مطلب
  • پنج شنبه ای بسیار بیمار ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله به قد غروب جمعه ی پدرم آدم در هنگامه ی تنهایی اش در زمین غمگینم ......

    ادامه مطلب
  • بیمار خنده های تو ام بیشتر بخند ، خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب ....*

  • نیلوبلاگ

    بسم الله بهترین و بدترین حالت ندارد، دلم برایت تنگ شده و این ابری دلگیر پشت پنجره های بزرگ سالن مطالعه ی دانشگاه ، این خالی زمین های خاکی ، این صدای ممتد فن ها ، این سردی نابهنگام سهم من از این لحظات است . بی هیچ زیبایی عاشقانه ای ، بی هیچ لطافت تغزل گونه ای ، اما قلبم ... نه ، قلبم شباهتی به این خاکستری های سرد و دل گیر ندارد ، چیزی در قلبم بشارت خوبی حال تو را دارد ، عین تابش نوری که از لابلای ابرهایی ضخیم جان دشت را گرم می کند ... عین فروردین وقتی زمستان را پشت سر می گذارد ... عین من وقتی تو را با خودم به نماز می برم ، به دعا زمزمه می کنم و به اشک های گرم و ن...

    ادامه مطلب
  • تو بیشتر از من عمر خواهی کرد ....

  • نیلوبلاگ

    بسم الله هیچ وقت گوشیتان را ندهید دست خواهرزاده تان ، برادر زاده تان ، اصلا ندهید دست بچه ها ، بچه است دیگر ، دستش می رود روی یک شماره ... هیچ وقت گوشیتان را ندهید دست بچه ها ، بچه است دیگر از دست و پا زدن دل ادمها ، از بغض های گلوگیر ، از ای کاش پیش از این ها .. بچه است دیگر خبر ندارد که ، خبر ندارد که .......

    ادامه مطلب
  • سفید گشت ز مویم هزار جاده به هر سو، تو شخص آبله پایی و دشت و در همه نشتر ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله انگار کن سینه ام را چونان دشت تاول زده ای که صاحبش با پاهای زخمی برهنه، اندوهش را چونان مادر فرزند مرده ای بلند بلند با باد مرثیه سرایی می کند ... حال آدمی که مهربان و صبوری را از خودش ، به جرم قواعد ناکوک دنیا می راند و او باز صدایش می کند ، مهربانم .... چطوریست ؟! حال دلی که زخمی است و درد می کند چطوری است ؟حال دلی که مهربانی و نامهربانی اش زخمی است ، هر دو زخمیست چطوریست ؟حال دلی که دارد بلند بلند مویه می کند چطوری است؟ هان ؟چطوریست ؟حال دلی که داغ دارد می سوزد چطوری است ؟! چطوریست ......

    ادامه مطلب
  • من پس از تو ...

  • نیلوبلاگ

    بسم الله در پس هر زخمی زندگیست در برابر زندگی زخم هایی * .... یک جای این شعر می لنگد در پس تو زندگی ؟! نه ، نه در پس تو ، باز هم زخم هایی ... * شمس لنگرودی...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    بیمار خنده های توام بیشتر بخند | بیمار خنده های توام بیشتر بخند مشیری | بیمار خنده های توام بیشتر بخند علیرضا قربانی | بیمار خنده های توام علیرضا قربانی | بیمار خنده های تو | بیمار خنده های توام بیشتر بخند همایون شجریان | بیمار خنده های | بیمار خنده های توام علیرضا قربانی دانلود | بیمار خنده های توام بیشتر | بیمار خنده های توام بیشتر بخند+محمد حسین