
Chapter 264 - The Beauty at the Opening Ceremony (1) 3 hours ago Chapter 263 - To Lead (3) 3 hours ago Chapter 262 - To Lead (2) 54 mins ago Chapter 261 - To Lead (1) 55 mins ago ...
ادامه مطلب
بسم الله زنان کُشته شده از اندوه فراوانتر از مردان کُشته شده در جنگند... | انیس منصور | ...
ادامه مطلب
بسم الله داشتیم می رفتیم درب گنبد؛ امامزاد شاه محمد . برایش کلی تعریف کردم . از زمین شناسی و نجوم گرفته تا دریاها . درست مانند خودم است . با همان علائق و کنجکاوی ها . فاطمه سادات خواهرزاده ام را می گویم . از دراز گودال ماریانا برایش گفتم عمیقترین نقطه ی زمین با یازده هزار کیلومتر عمقو موجودات عجیب و غریبش ازصفحات اقیانوسی گفتم و پلات فرمها و اینکه چطور صف...
ادامه مطلب
بسم الله چه مظلومند مسلمانان میانمار ، صدایشان به هیچ جا نمی رسد . دور افتاده اند . جنگ بومی خاورمیانه است، حداقل آدم دستش به همسایه اش می رسد . آنها ولی نه، کسی را ندارند . می سوزند و آواره می شوند و دنیا بودائیان را آدم های صلح می خواند. نفرین خدا به این همه دروغ که دارد گلوهایمان را می فشارد و خفه مان می کند ، نفرین به این همه دروغ ... + به جنگ عادت نکنیم ... + گویا جنگ بعدی جدایی طلبان اقلیم کردستان عراقند ! ...
ادامه مطلب
باشد که سعادت واقعی را دریابیم ... :: واقعیتِ سوسک زده ... واقعیتِ سوسک زده ... و پرندهای در من از جَوِ زمین خارج میشود ... بایگانی ۱۲شهریور ۹۶/۰۶/۱۲ ۱ ۰ نظرات هیچ نظری هنوز ثبت نشده است ...
ادامه مطلب
بسم الله پارسال و شاید هم سال قبلش متنی نوشته بودم همین جا ، در ستایش « به درک » ! کلمه ای که عین ناکجاابادی ، یا حفره ای است که می توانی افکار بی سرانجام مزاحم را بهش عودت بدهی و از شرشان خلاص بشوی . دیشب بعد از خواندن یک متن انگیزشی فوق العاده و بعد از اینکه جرقه های کوچکی داشت در وجودم زده میشد ناگهان با کلمه « که چه ؟! » مواجه شدم و فهمیدم همان قدر که به درک کلمه ی کارساز و بدرد بخوری است ، ...
ادامه مطلب
بسم الله می دانی عزیزکم خدا که داشت قلب آدمیزاد را خلق می کرد ، به آن نگاه کرد ، نگااه کردنی . و قلب های ما زیر این نگاه بزرگ شدند ، نور شدند ، لطیف شدند ، بلور شدند ... در ما بلوری است که زود تنگ می شود ، زود درد می گیرد، زخمی می شود، مبتلا می شود مادر جانم و وقتی قلب مبتلا می شود ، جان آدمیزاد م...
ادامه مطلب
بسم الله بچه که بودم بابا ناظم دبیرستان شاهد پسرانه بود ، تابستانها که مدرسه تعطیل می شد و هفته ای دو روز برای ثبت نام و نمی دانم تحویل کارنامه و کارهای دیگر می رفت مدرسه گاهی مرا هم با خودش می برد . در چشم بچگی های من دبیرستان شاهد بزرگترین مدرسه ی ممکن بود ، خیلی بزرگتر از مدرسه ی خودم و خواهرها...
ادامه مطلب
بسم الله می دانید بدترین قسمت یک رابطه ی عمیق و مهم چیست ؟ اینکه حرفت ، عملت ، درک نشود ، بد برداشت شود، اتیکت منت بخورد روحت را عین خوره می خورد ، دنیا همین جا از وسط نصف بشود هم رواست گیرم تمام هم بشود تا دردش نیفتد توی جانت ، مشکل رهگذر بودن اصلا همین است ، حواسمان به میزان تخریب کلماتی که...
ادامه مطلب
بسم الله «وقتی آدم خوابش نمی برد، افکاری که به ذهنش می آید کمی عجیب است. ذهنت در میان تاریکی پرسه می زند، مدام، یکی پس از دیگری، نتیجه گیری های خیالی می کند، گویی شیر یا خط می کند. ناگهان بعد از آن شب فهمیدم گاهی در طول مسیر در لحظه های نامشخصی بزرگ شده ام .» | خداحافظ تسوگومی، بنانا یوشیموتو | ...
ادامه مطلب
بسم الله بخشی از نامه ی امام رحمه الله به همسرشان : ...
ادامه مطلب
بسم الله اصلش حوصله ی شرح خیلی ندارم ، نتیجه ی انتخابات را می گویم . گذشت آنچه که گذشت . فقط ... مردمی که توی چشمهایتان زل زدند و بهتان دروغ گفتند ، که دیدید فساد اقتصادی را ، که دیدید فیش های حقوقی نجومی را ، خالی شدن صندوق فرهنگیان را ، رانت خوار...
ادامه مطلب
بسم الله دلش خواست برود یک جای بلند ، خیلی بلند ، آنقدر بلند که تمام دنیا زیر پایش باشد ، دلش خواست بنشیند و از آن بلندی دنیا را نگاه کند ، نگاه کند، نگاه کند ، بعد بلند شود ، خودش را بتکاند ، آخرین نگاهش را به دنیا بیندازد و بعد پشت کند و برود و برود و برود ......
ادامه مطلب
بسم الله انگار کن سینه ام را چونان دشت تاول زده ای که صاحبش با پاهای زخمی برهنه، اندوهش را چونان مادر فرزند مرده ای بلند بلند با باد مرثیه سرایی می کند ... حال آدمی که مهربان و صبوری را از خودش ، به جرم قواعد ناکوک دنیا می راند و او باز صدایش می کند ، مهربانم .... چطوریست ؟! حال دلی که زخمی است و درد می کند چطوری است ؟حال دلی که مهربانی و نامهربانی اش زخمی است ، هر دو زخمیست چطوریست ؟حال دلی که دارد بلند بلند مویه می کند چطوری است؟ هان ؟چطوریست ؟حال دلی که داغ دارد می سوزد چطوری است ؟! چطوریست ......
ادامه مطلب
بسم الله تو هنوز هم من را از پا می اندازی ......
ادامه مطلب