. - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 21:51
بسم الله گاه انقدر تنهایی که نوشتن از ان تو را به وحشت می اندازد ... پس در خود فرو می روی ...
تا رفته ای، شمار شب و روز می کنـم , ایام عمر من، همه یوم الحساب بود ...* - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 1:04
بسم الله * صالحی تبریزیفیلم را نمی دانم اسمش را , این جمله را در صفحه ای که وقتی در اینستا بودم دنبال می کردم , recovery sayings@
جان به یغمایش سپردم ، نیست ارامم هنوز .... - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 1:04
بسم الله عین خوردن یک ضربه ی محکم می ماند که اولش گرمی و نمی فهمی و بعد ... ضربه را خورده ام ، گرم بودم نمی دانستم ، الان می دانم ، الان که چیزی در قفسه ی سینه ام بالا می اید ، بزرگ می شود ، به گلویم می رسد ، به نقطه ی آشوب و بعد با قدرت تمام پخش می شود . انگار کن موجی از سونامی که از زلزله ای مهیب ...
بیمار خنده های تو ام بیشتر بخند ، خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب ....* - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 1:04
بسم الله بهترین و بدترین حالت ندارد، دلم برایت تنگ شده و این ابری دلگیر پشت پنجره های بزرگ سالن مطالعه ی دانشگاه ، این خالی زمین های خاکی ، این صدای ممتد فن ها ، این سردی نابهنگام سهم من از این لحظات است . بی هیچ زیبایی عاشقانه ای ، بی هیچ لطافت تغزل گونه ای ، اما قلبم ... نه ، قلبم شباهتی به این خا...
بگذار تا بگویمت ... - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 1:04
بسم الله متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> ...
بچه هام ... - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 14:18
بسم الله خیلی خوب است که یک عالمه دختر و پسر مهربان دارم ، که قبل از کلاس ، توی راهروها ، توی محوطه همدیگر را می بینیم و کلی ذوق زده می شویم و اصلا دلمان می خواهد سفت همدیگر را بغل کنیم ، وقتی زهرا آمد طرفم یک لحظه دیدم که میخواهد اینکار را انجام بدهد، من هم دلم میخواست ولی نمیدانم چرا جلو نرفتم و ب...
ترجیح ... - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 14:17
بسم الله گاهی باید همه چیز را مچاله کرد و دور انداخت ، امید بی شک باید اولینشان باشد . این دروغ بزرگی که گاهی کل زندگیمان را حرامش می کنیم . اشتباه کرده اند انهایی که گفته اند انسان بی امید می میرد ، من میگویم بهتر است انسان بمیرد تا اینکه یک عمر بیهوده امیدوار باشد ، من این دومی را ترجیح میدهم ....
خروج - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 6:21
بسم الله دیشب همینطور که روی مبل دراز کشیده بودم و خودم را به جذبه ی نبودن سپرده بودم به سراغم آمد ، خیلی ناگهانی و البته با قدرت تمام یک جوری که باعث شد بنشینم و جدی جدی بهش فکر بکنم ... خروج از این دنیا و رفتن به یک جهان موازی ... بودایی ها ، معتقد به سامسارا ، معتقد به رنج دائمی بشر و از نشئه ای ...
ورای حد تقدیر است شرح ارزومندی .... - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:09
بسم الله و این نتیجه ی خوبی ندارد ... تو ، باز هم تو ...
لا یوم کیومک یا اباعبدالله ... - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 4:56
بسم الله مردی که می رفت و زنی که پشت سرش داد می زد ؛ آرامتر برو پسر زهرا ظهر بود یکی بود و هیچ کس نبود | مجلس تنهایی ، فاطمه شهیدی |
فهمیدن عشق ، عاشقی می خواهد .... - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 6:42
بسم الله دیروز ، نفیسه مرشد زاده* در صفحه ی اینستاگرامش پستی گذاشته بود در مورد مادرش ، در مورد لباس مشکی های مادرش ، روضه رفتن هایش، پای منبر نشستن هایش و خب جمله ای گفته ای بود در این بین که بعد از مدتها روحم را زنده کرد ، جمله ای که بوی عطر می دهد، جمله ای که انگار ادم را بغل می کند ، روحش را نوا...
تو بیشتر از من عمر خواهی کرد .... - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 17:15
بسم الله هیچ وقت گوشیتان را ندهید دست خواهرزاده تان ، برادر زاده تان ، اصلا ندهید دست بچه ها ، بچه است دیگر ، دستش می رود روی یک شماره ... هیچ وقت گوشیتان را ندهید دست بچه ها ، بچه است دیگر از دست و پا زدن دل ادمها ، از بغض های گلوگیر ، از ای کاش پیش از این ها .. بچه است دیگر خبر ندارد که ، خبر ندار...
باران ناگهان ابر است ... - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 3:03
بسم الله ما در گریه های نابهنگام وقت و بی وقتمان ، درحقیقت گرم این اشکهای پنهانی ، ان بخش های دور اما واقعی قلوبمان را ملاقات می کنیم ...
سفید گشت ز مویم هزار جاده به هر سو، تو شخص آبله پایی و دشت و در همه نشتر ... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 7:45
بسم الله انگار کن سینه ام را چونان دشت تاول زده ای که صاحبش با پاهای زخمی برهنه، اندوهش را چونان مادر فرزند مرده ای بلند بلند با باد مرثیه سرایی می کند ... حال آدمی که مهربان و صبوری را از خودش ، به جرم قواعد ناکوک دنیا می راند و او باز صدایش می کند ، مهربانم .... چطوریست ؟! حال دلی که زخمی است و در...
چرا در من تمام نمی شوی ؟ - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 7:45
بسم الله تو هنوز هم من را از پا می اندازی ...
بسم الله - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 7:44
چقدر همه چیز می گذرد ...
برسد به دست «همراه » ... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 7:43
بسم الله سلام جناب « همراه » ، نمیدانم شما این پست را می خوانید یا نمی خوانید ، نمیدانم شما خواننده ی ثابت هستید یا گذرتان اتفاقی به این وبلاگ افتاده و خب پست قبلی را خوانده اید و برایم کامنت گذاشته اید ، من هیچ کدام از این ها را نمی دانم ، فقط چون کامنتتان خصوصی بود و من نمی توانستم جوابتان را بدهم...
من پس از تو ... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 7:43
بسم الله در پس هر زخمی زندگیست در برابر زندگی زخم هایی * .... یک جای این شعر می لنگد در پس تو زندگی ؟! نه ، نه در پس تو ، باز هم زخم هایی ... * شمس لنگرودی
و خلاص ... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 7:43
بسم الله شاید نوشتنش خیلی مودبانه نباشد ولی باور بفرمائید درمان بعضی چیزها فقط گفتن یک « به درک »است ، اتفاقا خیلی هم خوب کار می کند ، اصلا معجزه می کند ، انگار که به درک یک چیزی ، یک جایی باشد که ادم می تواند چیزهای اضافی، بدردنخور، مزاحم ، ناکارامد ، ازاردهنده یا هر چیز دیگری در همین خانواده را به...
دیر آمدیم ؟! قبول نیست ... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 7:43
بسم الله در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را ...

برچسب‌های مرتبط

io games | net framework | 22 ammo | 22 rifle | 22 pistol | بیمار خنده های توام بیشتر بخند | بیمار خنده های توام بیشتر بخند مشیری | بیمار خنده های توام بیشتر بخند علیرضا قربانی | بیمار خنده های توام علیرضا قربانی | بیمار خنده های تو