بای ذنب ؟ - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 3:19
بسم الله قرار بود به خاطر کشیدن خلخالی از پای زنی یهودی از غصه بمیریم ، امروز شصت نفر از شیعیان افغانستان دسته جمعی کشته می شوند و ما خم به ابرو نمی آوریم . اینجا خاورمیانه است ؛ مظلوم ، مظلوم، مظلوم ...
سرم را بلند می کنم و همیشه آنجاست ... - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 3:19
بسم الله وضوی نماز صبحم را در ایوان می گیرم و این یعنی این شانس را دارم که هر بار سرم را بلند کنم و آسمان شگفت این ساعت را سیر کنم؛ آرام, استوار, پرابهت و البته ستاره باران ... میلیاردها سال از تاریخ این دنیا می گذرد , زمین هر دم دستخوش تغییری است و آسمان هم گر چه از چشم ما پنهان هر لحظه عوض می شود ...
در ستایش« به درک» و تقبیح «که چه »! - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 3:19
بسم الله پارسال و شاید هم سال قبلش متنی نوشته بودم همین جا ، در ستایش « به درک » ! کلمه ای که عین ناکجاابادی ، یا حفره ای است که می توانی افکار بی سرانجام مزاحم را بهش عودت بدهی و از شرشان خلاص بشوی . دیشب بعد از خواندن یک متن انگیزشی فوق العاده و بعد از اینکه جرقه های کوچکی داشت در وجودم زده میشد ن...
گرم چکه چکه ... - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 3:19
بسم الله و جان آدم می شود عین یک جام و مالامال می شود از غم ، لب پر می کند ، سرازیر می شود ، و از چشم ها می ریزد بیرون ، بی وقفه جاری می شود ... بعضی غم ها جنسشان خیلی فرق می کند ، از عمق می جوشند ، همین است که لایه های روح آدمی را می شکافند و اینطوری می ریزند بیرون ، اینطوری داغ از چشم ها چکه چکه م...
آپدیت ... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:42
بسم الله پیشترها فکر می کردم که وقتی در قرآن و روایات درباره ی آخرت و حوادث خاص آن می گویند "در روزی که معادل هزاران سال شماست"، حکایت از وسعت و عظمت آخرت است. این روزها به این رسیده ام که دقیقا عکس قضیه صادق است. نشان دهنده ی عظمت دنیا است که یک لحظه ی آن با هزاران سال شاید در آخرت برابری می کند. ی...
رفتیم بیرون سیگار بکشیم ، هفده سال طول کشید ...* - تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 18:31
بسم الله اگر چه به خاطر گلو دردم در مرداد ماهی چنین گرم و خفه احساس سرما می کردم ولی باز دیدن جوانانی که روی چمن ها با آسودگی دراز کشیده بودند مثل همیشه باعث غبطه ام شد . دلم می خواست من هم بگذارم بدنم روی چمن ها ، روی زمین آرام بگیرد . ما وابسته ی خاکیم ، جنس مان از خاک است ، اول و آخرمان هم خاک
بفرمائید تشکر کنید ! - تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 9:25
بسم الله جناب پسر آقای عارف چون دارای ژن خوب و خون پاکی هستند و کلا اصل و نسب دارند، نظریات سیاسی اقتصادی جالبی هم دارند مثلا « اگه من برای منافع مملکتم حتی با رانت کاری کنم باید از من تشکر هم بکنند » !!! وقتی جلوی چشمان ملتی گفته می شود دختر بیچاره ی وزیر آموزش و پرورش از ایتالیا لباس وارد کرده
از روبرو به مرگ نگاه کن ... - تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 9:25
بسم الله حسی قوی و ناگهانی و عجیب مرا بطرف قبرستان می کشاند ، قبرستان توی خواب هم همین جایی بود که الان هست ، در انتهای خیابانی که می پیچد پای کوه و بعد قبر و قبر و قبر . منتها در خوابم دورتر بود و رفتنش انگار سخت تر . فضا یک جوری سنگین و ساکت و هولناک بود ، آبستن هولی بزرگتر انگار که قرار بود در
تا باز بزرگ شود ./ از سلسله نصایح مادری به دخترش ... - تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 9:25
بسم الله می دانی عزیزکم خدا که داشت قلب آدمیزاد را خلق می کرد ، به آن نگاه کرد ، نگااه کردنی . و قلب های ما زیر این نگاه بزرگ شدند ، نور شدند ، لطیف شدند ، بلور شدند ... در ما بلوری است که زود تنگ می شود ، زود درد می گیرد، زخمی می شود، مبتلا می شود مادر جانم و وقتی قلب مبتلا می شود ، جان آدمیزاد م
بعد مجهول ... - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 19:17
بسم الله مرور زمان بخش هایی از وجودمان را غامض تر می کند ، انگار ما یک جاهایی در خودمان گره می خوریم ، پیچ و تاب می خوریم یک جوری که ته افکارمان ، احساساتمان برای خودمان هم معلوم نیست . انگار بخشی از وجودمان در تاریکی فرو می رود و ما کورمال کورمال دست می بریم تا تکه هایی از خودمان را پیدا کنیم و ب
بدبختی از این بیشتر ! - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 19:17
بسم الله اینکه جهنم همه اش خسران و بیچارگی است شکی توش نیست ولی یک چیزهایی توش هست که وقتی بهش فکر می کنی به جنون میرسی ، یعنی برای من این جنبه هایش خیلی پررنگ تر است ، جهنم است دیگر ! یکی این فیها خالدون بودنش است که تمامی ندارد ، الی الابد است عین بدبختی باشی و جانت به لبت برسد و بگویی ای کاش تم
معکوس نباشیم ... - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 19:17
بسم الله چند روز پیش همینطوری لابلای سرخط های گوگل خبری بود که عکسی تمام عریان از سلین دیون خواننده در مجله ی ووگ چاپ شده است و خب جناب خسران زده شان هم پای عکس گفته بودند من بدنبال لباسها نمی روم ، لباسها بدنبال من می آیند !! یعنی می ترسم چند وقت دیگر جز کلمات قصار شبکه های اجتماعی دست به دست بش
میراث ... - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 19:17
بسم الله و گاه یکشنبه اندازه ی غروب جمعه غمگین است ؛ غمگین ، پراضطراب و کشدار . اولین جمعه ی آدم اینگونه نبود ؟ طوری که دلش بخواهد تاریخ زمین همان دم آغاز نشده تمام شود ، در اضطراب آدم رنج های بسیاری بر فرزندانش پیش بینی نمی شد ؟ ما نسل اولین جمعه ی دل تنگ آدمیم که مدام در روزهایمان تکرار می شود ، م...
و باز واقعیت سوسک زده - تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 19:17
بسم الله متاسفم و این در این لحظه حرف کم و کوچکی نیست ... بزرگ است اتفاقا، خیلی بزرگ ... دنیا همین واقعیت سوسک زده است ، پوچ است ، پوچ ...
گاهی نه زیاد به آسمان نگاه کن ... - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 11:58
بسم الله هر وقت عرصه بهم تنگ می شود ، ذهنم خسته می شود، وقتی دیوارهای اطرافم مدام بلند و بلند تر می شوند به آسمان نگاه می کنم ، به آسمان فکر می کردم . به جایی که وسعتش را تصوری نیست و عدد و رقم ها ، فاصله ها و ابعاد در آن جایی ورای تصور ما اتفاق می افتد . آنچه ما از زمین می بینیم ، به خاطر سرعت
داغ ... - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 11:58
بسم الله می روم دراز می کشم کف بالکن ، گرمی موزائیک ها می خورد به کمرم ، آسمان از شدت گرما بی رنگ است ، چیزی شبیه سفید که چشم آدم را می زند یکطوری که نمی توانی بهش زل بزنی و در آبی پهناورش رها شوی . پس چشم هایم را می بندم ، تاریکی مطلق نیست ، داغی تیر ماه حتی به سیاهی پشت پلک های بسته ام هم رسید
اگر خسته شدی از این زمانه ، یک میخ بزن در این دهانه - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 18:02
بسم الله بچه که بودم بابا ناظم دبیرستان شاهد پسرانه بود ، تابستانها که مدرسه تعطیل می شد و هفته ای دو روز برای ثبت نام و نمی دانم تحویل کارنامه و کارهای دیگر می رفت مدرسه گاهی مرا هم با خودش می برد . در چشم بچگی های من دبیرستان شاهد بزرگترین مدرسه ی ممکن بود ، خیلی بزرگتر از مدرسه ی خودم و خواهرها
از خوشحال ترین شغل های دنیا ... - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 18:02
بسم الله هر وقت زنگ خانه را میزنند و می گویند بسته ی پستی دارید . سر از پا نمی شناسم . عین بچه آهو جست و خیز کنان و شاد و شنگول می روم بسته ام را بگیرم . خوشحالم که محله ی ما پست چی مخصوص دارد , حتی اگر به جای دوچرخه موتور داشته باشد و من مجبور باشم امضای الکترونیک تحوبلش بدهم ! من عاشق پاکت های ک
چگونه خاک نفس می کشد بیندیشیم ... - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 13:09
بسم الله کنار یک میوه ی کاج دیگر توی کمدم بود ، آمدم گذاشتمش اینجا کنار شمعدانی . گفتم کنار یک گل بودن حتما حس خوبی بهش می دهد ، تنها نیست . هر وقت به شمعدانی آب داده ام ، کاج هم سیراب کرده ام . شاید بیهوده به نظر می رسیده ولی ته ته دلم همیشه منتظر بوده ام ببینم چی می شود . خب چی می شود ؟ باید بگو
با خودم یکه و تنهام ...م - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 3:15
بسم الله گاهی به اندازه ی همه ی حرفهای مهم و حیاتی زندگی،که گاهی می شود گفت و گاهی نه . حرف توی سینه مان هست . حرفهایی از جنسی دیگر که نمی شود به هر کسی گفت و برچسب دیوانگی یا نمی دانم بیکاری یا بی خیالی یا هر چیزی شبیه این نخورد حرفهایی که باید دراز کشید روی زمین ، روی چمن و زل زد به سقف ، آسمان

برچسب‌های مرتبط

io games | net framework | 22 ammo | 22 rifle | 22 pistol | بیمار خنده های توام بیشتر بخند | بیمار خنده های توام بیشتر بخند مشیری | بیمار خنده های توام بیشتر بخند علیرضا قربانی | بیمار خنده های توام علیرضا قربانی | بیمار خنده های تو